بی کسی های من

عــــــــاشق تنـــــــــهــــا

بی کسی های من

 

گاه آرزو می‌کنم زورقی باشم برای تو؛ 
تا بدان‌جا برمت که می‌خواهی. 

زورقی توانا 

به تحمل باری که بر دوش داری. 
زورقی که هیچگاه واژگون نشود؛ 

به هر اندازه‌یی که ناآرام باشی؛ 

یا دریای زندگی‌ات متلاطم باشد؛ 

دریایی که در آن می‌رانی. 
پیش از آن‌که واپسین نفس را برآرم، 

پیش از آن‌که پرده فرو افتد، 

پیش از پژمردن آخرین گل، 

برآنم که زندگی کنم. 

برآنم که عشق بورزم. 

برآنم که، باشم. 

در این جهان ظلمانی، 

در این روزگار سرشار از
فجایع، 
در این دنیای پُر از کینه، 

نزد کسانی که نیازمند منند، 

کسانی که نیازمند ایشانم، 

کسانی که ستایش انگیزند، 

تا دریابم؛ 

شگفتی کنم؛ 

باز شناسم؛ 

که‌ام؟ 

که می‌توانم باشم
، 
که می‌خواهم باشم، 

تا روزها بی‌ثمر نماند، 

ساعت‌ها جان یابد، 

لحظه‌ها گران‌بار شود، 

هنگامی که می‌خندم، 

هنگامی که می‌گریم، 

هنگامی که لب فرو می‌بندم، 

در سفرم به سوی تو، 

به سوی خود، 

به سوی خدا، 

که راهی‌ست ناشناخته 

پُر خار، ناهموار، 
راهی که ـ باری ـ 

در آن گام می‌گذارم، 
که قدم نهاده‌ام، 
و سر بازگشت ندارم. 
بی‌آنکه دیده باشم شکوفایی گل‌ها را، 
بی‌آنکه شنیده باشم خروش رودها را، 
بی‌آنکه به شگفت در آیم از زیبایی حیات. 
اکنون مرگ می‌تواند فراز آید. 
اکنون می‌توانم به راه افتم. 
آکنون می‌توانم بگویم که: 
«زندگی کرده‌ام». 



پرشین چت بهترين چت روم فارسي با محيط زيبا و جذاب

نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






برچسب‌ها:
[ پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, ] [ 14:7 ] [ ] [ ]